تبليغاتX
-------

-------

حرف آخر عشق

و قاف
حرف آخر عشق است
انجا كه نام كوچك من
آغاز مي‌شود
به ياد قريب

+ نوشته شده در  85/04/04ساعت 17:0  توسط TD 

پرنده

پرنده گفت : " چه بویی ، چه آفتابی ، آه
بهار آمده است
و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت . "


پرنده از ایوان
پرید ، مثل پیامی پرید و رفت
پرنده کوچک بود
پرنده فکر نمیکرد
پرنده روزنامه نمیخواند
پرنده قرض نداشت
پرنده آدمها را نمیشناخت
پرنده روی هوا
و بر فراز چراغ های خطر
در ارتفاع بی خبری میپرید
و لحظه های آبی را
دیوانه وار تجربه میکرد


پرنده ، آه ، فقط یک پرنده بود


فروغ فرخزاد            

ParandE

+ نوشته شده در  85/01/08ساعت 0:20  توسط TD  | 

" جدایی "

یه شب اومدی ساده و آروم . نشستیم با هم حرف زدیم . از خودمون گفتیم، از مشکلاتمون، از دلتنگیهامون، از تنهاییهامون .

به زبون نیاوردیم ولی قرارمون این شد که همیشه در یاد هم باشیم ؛
به زبون نیاوردیم ولی به هم قول دادیم برای هم پشت محکمی باشیم ؛
به زبون نیاوردیم ولی عهد کردیم که با هم مثل یه آینه باشیم اینقدر صاف که بشه زشتی ها و زیباییهامونو توی دل هم ببینیم ؛
به زبون نیاوردیم ولی قسم خوردیم که از هم جز به هم پناه نبریم؛
به زبون نیاوردیم ولی تصمیم گرفتیم با هم کامل بشیم ؛
به زبون نیاوردیم ولی خواستیم به همدیگه آرامش هدیه کنیم ؛
به زبون نیاوردیم ولی از خدا خواستیم توی این دوستی به ما کمک کنه ؛
به زبون نیاوردیم ولی با نگاه همه چیزهارو به هم گفتیم .

تا اینکه یه شب اومدی به زبون آوردی که باید برم ؛ به زبون آوردم که چرا ؟
به زبون آوردی که باید بدون من زندگی کنی ؛ به زبون آوردم سخته
به زبون آوردی که
قرارمون این بود که در یاد هم باشیم ؛ به زبون آوردم که مگه
میشه به
یادت نبود
به زبون آوردی که
قول دادی محکم باشی ؛ به زبون آوردم که بدون تکیه گاه نمیشه محکم بود
به زبون آوردی که
دیگه نمیشه . دیگه وقتشه از هم دور بشیم ؛ به زبون آوردم که
هیچ وقت یادت از من دور نمیشه
به زبون آوردی که موافقی که همه چیز تموم شه ؛ به زبون آوردم که
اگه تو میخوای من چیکاره ام
به زبون آوردی بعد از من چیکار میکنی ؛ به زبون آوردم که
زندگی میکنم با همه چیزهای خوبی که برام گذاشتی

نگات کردم ؛ نگام کردی
سکوت کردم ؛ سکوت کردی
لبخند زدم ؛ لبخند زدی
گفتی پس برم ؟
هیچی نگفتم
گفتی حرفی نداری ؛ نمیخوای چیزی بگی  . حرف آخر ؟
گفتم دوستت دارم .
گفتم تو چی حرفی نداری ؟
هیچی نگفتی
گفتم دوستم داری ؟
گفتی نه .

لحظه آخر بود . هردو ساکت . هردو مات و هردو در انتظار ...

با نگاهم پرسیدم : همین ؟ و تو زیر لب زمزمه کردی این رسم روزگاره .

هردو یک نفس عمیق کشیدیم تا بگیم میتونیم . تا بگیم محکمیم . دستامون، نگاهمون و راهمون از هم

جدا شد و خلاف جهت هم قدم برداشتیم...

نگاهم برگشت تا کاسه چشمم آب بریزه پشت پات و نمیدونستم که چشمای تو هم خیس شده بودندوقتی که تو هم همون دم برگشتی تا رفتن منو به باور بشینی

و تازه فهمیدیم ما با هم و برای هم گریه کرده بودیم ...

 

+ نوشته شده در  85/01/01ساعت 1:10  توسط TD  | 

" روانشناسی سن "

روان شناسان شخصیتی براین عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خواهید باشید دور نمی کند، بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید :

فرض می کنیم که شما متولد 29 اردیبهشت 1364 هستید.اردیبهشت ماه دوم (2) سال است پس :

 

9=1+8=18=5+9+3+1=1395=1364+2+29

 

"9" شماره تولد شماست واکنون می توانید آنچه راکه مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید.

 

تفسیر اعداد:

 

1- خالق و مبتکر:

 

"یک" ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند، گاهی خود خواه می شوند. با این حال "یک" ها بشدت صادق و وفادارند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند . همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که "بهترین" باشند . در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آنها را نیز بشنوند.

 

2- پیام آور صلح :

 

"دو" ها سیاستمدار به دنیا می آیند ! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند . اصلا تنهایی را دوست ندارند . دوستی و همراهی با  دیگران برایشان  بسیار مهم است  و  می تواند آنها را به موفقیت در زندگی رهنمون سازد. اما از طرف دیگر ، چنانچه در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند.از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند.

 

3- قلب تپنده زندگی :

 

" سه " ها ایده آلیست هستند، بسیار فعال،اجتماعی،جذاب،رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل .خیلی کارها را با هم شروع می کنند اما همه آنها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود رابه کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایایه تری هم ببینند.

 

4- محافظه کار :

 

"چهار" ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بدانند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند. بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند.

 

5- ناهماهنگ با جماعت :

 

"پنج" ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود،غالبا برایشان درد سر ساز می شود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندارند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات آنها هرگز تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری ،تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند.

 

6- رمانتیک و احساساتی :

 

" شش" ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند که احساس مفید بودن کنند. یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو موسیقی هستند. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند."شش" ها باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که  نمی توانند، تفاوت قائل شوند.

 

7- عاقل و خردمند :

 

"هفت" ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست آمده را با ارزش حقیقی آن می پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچگاه  کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعارآنها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه!

 

8- آدم کله گنده :

 

"هشت " ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را با هدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود می آورند که دیگران همیشه آنها را رئیس ببینند.

 

9- اجرا کننده و بازیگر :

 

"نه " ها ذاتا هنرمند هستند . بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج میکنند . با جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ کس برای آنها فرد غریبه ای به حساب نمی آید.در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد . آنها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقتها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند.

 

+ نوشته شده در  84/12/21ساعت 4:8  توسط TD  | 

با آمدنش شوري در من به وجود آورد وصف نشدني

اما............

او مي رود رفتني که پر از دلهره بازگشت است

او مي رود با يک خداحافظي کوتاه

دلم شور مي زند برايش نگران بود موقع رفتن

نمي داند نمي دانم کي باز مي گردد

چشم به راه او به جاده هستم

تا بازگردد

 

او مي رود و مرا تنها رها مي کند

رفتني که بازگشتش مبهم است

آخرين کلام تنها مواظب خودت باش بود

موقع رفتن حسي داشت

حسي غريب و هميشه آشناي انتظار  

به يادش هستم و مي مانم تا بازگردد

او مي رود.....................

 

کي باز مي گردد نه من مي دانم نه او

او رفت و مرا با کوله باري از غم وتنهايي و انتظار به جا گذاشت .

اورفت چه کسي مي داند که چه هنگام باز مي گردد

 

 

 

+ نوشته شده در  84/12/07ساعت 22:16  توسط TD  | 

خواب مانده ام مثل ساعت روی طاقچه

تنها مانده ام مثل شاخه های خشک باغچه

یخ زده ام مثل شبنم روی برگها

سکوت می کنم مثل تنهایی مرغ عشقها

از یاد می روم مثل سالمندی فسرده

می سوزم نه مثل شمع مثل شومینه

می گریم همچون باران پاییزی

دوستم ندارند مثل جوجه اردک زشت

دوستت دارم  مثل عزیزترینم

کسل کننده شدم مثل نصیحت های مادرم

می پزمرم مثل ساقه ای که قلبش شکسته

رد می شوی از روی من مثل برگهای پاییزی ،

صدای شکستنم را می شنوی و این را تقدیر من می دانی

+ نوشته شده در  84/12/03ساعت 1:56  توسط TD  | 

ولنتاين

سلام اهالي

 

امروز ولنتاين هست. هميشه سهم من از اين روز فقط اين جمله بودکه بالاي تخته سبز مدرسه(خدا رو

 

شکر حتي تخته مدرسه من هم به ادم نبرده بود) مينوشتم!

 

....loves me....loves me not...loves me

                  

ولي پارسال وضع يه کم فرق ميکرد .

 

من دقيقا مطابق سنت اين روز فقط يه بار توي عمرم به يه نفر هديه دادم فقط يه بار.

 

و امسال بازهم سهم من از ولنتاين همون يه جمله هست

 

....loves me.....loves me not...

 

TanHai

 

+ نوشته شده در  84/11/25ساعت 2:3  توسط TD  |